رفتن به محتوای اصلی

شما اینجا هستید

سنجش نگرش شهروندان شهر قزوین درباره مهاجران افغان بر اساس مدل سایبرنتیک

3 مهر, 1396 - 11:16 -- عابدی

سنجش نگرش شهروندان شهر قزوین درباره مهاجران افغان بر اساس مدل سایبرنتیک

سنجش نگرش شهروندان شهر قزوین درباره مهاجران افغان بر اساس مدل سایبرنتیک

  حسین کشاورز قاسمی

دکترای جامعه شناسی سیاسی

کارشناس اداره کل اتباع و مهاجرین خارجی استانداری قزوین

چکیده

 هدف از این پژوهش، سنجش نگرش شهروندان شهر قزوین نسبت به مهاجران افغان با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی و طیف بوگاردوس است. جامعه آماری پژوهش، شهروندان چهار منطقه شهر قزوین می باشند که بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال1390 برابر با 598/381 نفر بوده است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 384 نفر محاسبه گردید. مبنای نظری پژوهش رویکرد سایبرنتیک وروش تحقیق پیمایشی است. اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه ای که روایی آن بر اساس نظرخواهی از کارشناسان و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ (70 %) به تائید رسید، جمع آوری و با استفاده از نرم افزار spss نسخه 23 و تکنیک تحلیل عاملی تحلیل شد. در این پژوهش 30 شاخص با روش تحلیل عاملی خلاصه شده و به 7 عامل تقلیل یافته و به صورت ترکیبی در عوامل معنی دار ارائه گردیده اند. با بهره گیری از تکنیک مزبور، سهم هر کدام از عوامل تاثیر گذار در تعیین نگرش شهروندان شهر قزوین نسبت به اتباع افغانستان مشخص گردید. یافته های پژوهش حاکی از آن است که این 7 عامل در مجموع 60/21 درصدِ نگرش شهروندان را نسبت به مهاجرین تبیین می کنند. نتایج حاصل از محاسبه طیف بوگاردوس پژوهش نشان داد که شهروندان  شهر قزوین با 77/66 درصد میانگین پاسخ های منفی، نگرش مطلوبی نسبت به افغانها ندارند که حکایت از فاصله اجتماعی شدید میان افغانها و جامعه مورد پژوهش دارد.

مفاهیم کلیدی                                     

مهاجرت - مهاجرین افغان- طیف بوگاردوس- تحلیل عاملی- نظریه سایبرنتیک

مقدمه

مهاجرت در دنیای امروز به مسئله ای جهانی تبدیل شده که توجه بسیاری از رشته های علمی را به خود جلب کرده است. نگاهی به میزان رو به افزایش مجله های پژوهشی که فعالیت اصلی خود را بر موضوع مهاجرت متمرکز کرده اند، خود گویای این مطلب است. "مهاجرت شکلی از تحرک جغرافیایی یا مکانی جمعیت است که بین دو واحد جغرافیایی انجام می گیرد" ( زنجانی، 1392 : 5). بر این اساس، مهاجرت نوعی رفتار آگاهانه است که می تواند به انگیزه های مختلف از جمله یافتن کار، ادامه تحصیل و برخورداری از رفاه یا گریز از جنگ و ناامنی انجام شود. پدیده مهاجرت مردم افغانستان به کشورهای همسایه، به ویژه ایران، یکی از شکلهای مهاجرت بین المللی است که در ده های اخیر روند صعودی داشته است. این نوع از مهاجرت از نظر عوامل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی متعدد قابل توجه است ( جمشیدی ها و عنبری، 1383؛ به نقل ازعبدی زرین و دیگران ،1387: 689).در سالهای اخیر بسیاری از افغانها که قربانی جنگ با شوروی و جنگ داخلی پس از آن بوده اند به ایران پناهنده شده اند. در حال حاضر، ایران میزبان بیش از 3/2 میلیون نفر از مهاجران افغان است.72 درصد از این مهاجران در مناطق شهری و تنها دو درصد از آنها در کمپها زندگی می کنند (عباسی- شوازی و دیگران، 2015: 275). "آمارها نشان می دهد که بیش از 99 درصد از مهاجران افغان به طور غیر قانونی از مرزهای کشورشان وارد ایران شده اند"(عیسی زاده و جهان بخش، 1391: 98 ).

                  مهاجرت به خودی خود نه تنها یک مشکل اجتماعی نیست بلکه حتی می تواند راه حلی برای بحرانهای جمعیتی محسوب شود. مهاجرت می تواند اضافه جمعیت را از نقطه ایی به خارج از آن هدایت کند، نیروی کار اضافی و بیکار را به سرزمینهای نیازمند سوق بدهد، عدم تعادل های ساختاری جمعیت را مرتفع کند، از طریق جذب قسمتی از دستمزد کارگران شاغل در خارج در ایجاد تعادل ارزی موثر افتد و موجبات جذب سرمایه و انتقال فناوری را به داخل فراهم کند و از این طریق ایجاد و تقویت روحیه جدید تولید، رقابت و بهبود وضع موجود را امکان پذیر سازد ( زنجانی،1392: 1). اما این رویکرد و شیوه نگرش، تمام واقعیت پدیده مهاجرت را منعکس نمی سازد. در مقابل، مهاجرتِ نیروی کار ممکن است به عدم تعادل اقتصادی در مبدا مهاجرتها منجر شود و تخلیه سرزمین از نیروی کار می تواند از نظر اقتصادی ، علمی و فنی پیامدهایی را به دنبال داشته باشد، مسائل پیچیده سیاسی و اجتماعی را در روابط بین کشورها ایجاد کند و به نیروی مخربِ تفاهم و توسعه منجر شود (همان :2-1). بنابراین مهاجرت سکه ایی دو رو یا تیغِ دو لبه ایی است که فرصت و تهدید را توامان در خود داراست و استفاده مطلوب و بهینه از این پتانسیل، توسعه آفرین و عامل پیشرفت است و عدم مدیریت و برنامه ریزی مناسب در راستای سازماندهی آن، زمینه را برای ایجاد عدم تعادل در ساختارهای جمعیتی، سیاسی، اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی به دنبال خواهد داشت. این ایجاد عدم تعادل در ساختارهای مذکور است که مهاجرت را به مقوله ای مشکل آفرین مبدل ساخته است. 

در میان مسایل مختلف مربوط به مهاجرت، شناخت افکار عمومی شهروندان نسبت به مهاجران دارای اهمیت است زیرا به مدیران و مجریان کمک می کند تا از شیوه تفکر افراد درباره موضوعات مشخص مطلع شده و در صورت نیاز برنامه هایی را برای تغییر نگرش آنان طراحی کنند. محور اصلی مطالعه این پژوهش بررسی نگرش شهروندان شهر قزوین نسبت به مهاجران افغان است. در این مقاله منظور از مهاجر: 1- افغان سرپرست خانواده و همچنین همسر و فرزندان او است که با اختیار و آگاهی به ایران نقل مکان کرده و در شهر قزوین ساکن شده اند. 2- فرزندان مهاجرانی هستند که در ایران به دنیا آمده اند و ساکن قزوین شده اما تابعیت ایرانی ندارند.  تعداد مهاجران مشمول در این مطالعه  24355 نفر می باشد که دارای مدارک اقامت از قبیل کارت آمایش و گذرنامه هستند. همچنین 4 هزار نفر نیز فاقد مدارک در حال تردد بوده و در فصول گرم سال به صورت غیر قانونی و موقت در بخش کشاورزی و ساختمان سازی به فعالیت می پردازند. بیشتر مهاجرین (60-65 درصد) در نقاط شهری سکونت دارند(1).

منابع    

اخلاقی،آمنه،علی یوسفی، وغلامرضا صدیق اورعی.(1395). سردی عاطفی؛احساسات مهاجر درباره جامعه میزبان با تکیه بر روایتهای مهاجران افغان ساکن مشهد، فصلنامه مسائل اجتماعی ایران، بهار و تابستان،سال هفتم،شماره 1: 5-29.

ارشاد ، فرهنگ، و صدف مینا.(1389) . مهاجرت، نابرابری و پیامدهای آن،مجله تحلیل اجتماعی، شماره 4/59.

ابراهیمی،سعیده،وعبدالحسین فرج پهلو.(1389). رویکردی سایبرنتیکی به سیستم داوری مقالات در مجلات علمی،فصلنامه کتاب، شماره 82 : 186-198.

ایراندوست، کیومرث، محمد حسین بوچانی، و روح الله تولایی.(1393). تحلیل دگرگونی الگوی مهاجرت داخلی با تاکید بر مهاجرتهای شهری،فصلنامه مطالعات شهری، بهار، شماره 6 : 105 – 118.

ا.ان . اوپنهایم( 1387). طرح پرسشنامه و سنجش نگرشها، ترجمه مرضیه کریم نیا، مشهد : نشر آستان قدس رضوی.

بوربور، ترانه( 1393). مهاجران و راه های گذار از احساس تبعید: بررسی رهیافتهای نظری،فصلنامه علوم اجتماعی، پاییز، شماره 66 : 255-285.

بزّی، خدارحم(1385). بررسی آثار و پیامدهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی حضور مهاجران افغانی در شهر زابل.فصلنامه چشم انداز جغرافیایی، سال 1، پاییز و زمستان، شماره 3: 23- 36 .

پاپلی یزدی، محمد حسین،و حسین رجبی سناجردی.( 1392). نظریه های شهر و پیرامون،تهران: انتشارات سمت.

حافظ نیا ، محمد رضا(1388). مقدمه ایی بر روش تحقیق در علوم انسانی ، تهران: انشارات سمت.

دهقانی هامانی،مجید(1390).بررسی فاصله روانی- اجتماعی بین مردم ایران و مهاجرین افغان و تاثیر آن بر جرائم ارتکابی، پایان نامه کارشناسی ارشد ،  استاد راهنما: دکتر علی اصغر اصغر نژاد فرید، دانشکده حقوق، دانشگاه پیام نور تهران 

ریتزر،جورج(1988). نظریه‌های جامعه‌شناسی در دوران معاصر،ترجمه محسن ثلاثی (1394)، تهران: انتشارات علمی.

زارع شاه آبادی،اکبر، رحمت الله ترکان، و آریز خدادادی(1393). سنجش نگرش زنان شهر یزد درباره آپارتمان نشینی، مطالعات جامعه شناختی شهری، تابستان، سال 4 شماره 11: 61-90.

زرقانی،هادی،و زهرا موسوی.(1392).مهاجرت های بین المللی و امنیت ملی،فصلنامه مطالعات راهبردی، بهار،سال 16، شماره 1: 7-26.

زنجانی ، حبیب ا...(1393). مهاجرت ، تهران: نشر سمت.

سجاد پور،محمد کاظم(1384). چارچوب های مفهومی و عملیلتی در مدیریت مهاجرت بین المللی مطالعه موردی ایران، مجله تحقیقات جغرافیایی،پاییز،شماره78 : 9 -30.

ساروخانی،باقر( 1380 ).روشهای تحقیق در علوم اجتماعی، جلد اول ، تهران :پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

شاطریان ، محسن ، اسما عسگری کویری، و فاطمه فخری.( 1394 ). مطالعه و بررسی نگرش مردم شهر آران و بیدگل نسبت به مهاجران افغانی ساکن در بافتهای فرسوده، همایش ملی بافت های فرسوده و تاریخی شهری: چالش ها و راهکارها، کاشان، دانشگاه کاشان.

شاطریان، محسن، و محمود گنجی پور( 1389). بررسی تاثیر مهاجرت افغانها بر شرایط اقتصادی و اجتماعی شهر کاشان، مجله پژوهش و برنامه ریزی شهری ، زمستان، سال 1، شماره 3: 83-102.

صادقی ، فاطمه( 1386). دولت ایران ومهاجرین افغان: تغییر سیاست و تحول هویت، مجله گفتگو، دی ماه. شماره 50.

طاهر پور، فیروزه، رضا زمانی، و نیکچهره محسنی.( 1384). مطالعه مقایسه ایی پایه های فردی ، شناختی ، و انگیزشی پیشداوری نسبت به مهاجران افغان، نشریه پژوهشهای روان شناختی، دوره 8 ، شماره 3 و4 : 7- 28.

عیسی زاده، سعید، و مهران جهانبخش.(1391). مهاجرت غیرقانونی و تبعات اقتصادی آن در کشورهای میزبان (با تأکید بر مهاجران افغانی در ایران)، راهبرد اجتماعی فرهنگی، بهار، سال1 ، شماره 2 .

عبدی زرین، سهراب ، نسترن ادیب راد ، سید جلال یونسی، و علی عسگری .( 1387). رابطه سبک های هویت و خود کارآمد پنداری فردی و جمعی: مقایسه دانش آموزان پسر دبیرستانی ایرانی و افغانی ساکن قم، فصلنامه روان شناسی کاربردی ، پاییز، سال 2، شماره8 : 700- 686 .

علوی، محمود(1381). تاثیر مهاجرت افاغنه بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران( با تاکید بر مسئله اشتغال)، پایان نامه کارشناسی ارشد ، استاد راهنما: دکتر ابوالفضل شکوری، گروه علوم سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس.

جمشیدی ها، غلامرضا،و یحیی علی بابایی.(1381). بررسی عوامل موثر بر بازگشت مهاجرین افغانی با تکیه بر ساکنین شهرک گلشهر مشهد، نامه علوم اجتماعی، پاییز و زمستان، شماره20 : 90-71.

غیاثوند، احمد(1387). کاربرد آمار و نرم افزار SPSS در تحلیل داده ها،تهران : نشر لویه.

فرجی داور،آیدین(1386). مقدمه ایی بر روشهای محاسباتی پیشرفته در علوم و فنون:نگرش سیستمی و سایبرنتیک،کتاب ماه علوم فنون،تیر، شماره 91 :60 - 62.

کاظمی، امیر( 1387). تاثیر مهاجرت اتباع افغانی در بزه کاری آنان در شهر مشهد، پایان نامه کارشناسی ارشد، استاد راهنما: دکتر جاوید صلاحی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه ازاد اسلامی مشهد.

میرزایی، حسین(1393).مطالعه انسان شناختی هویت زبانی مهاجران افغان در ایران، مجله مطالعات اجتماعی ایران، دوره هشتم، پاییز، شماره 3: 109-128 .

محمودیان، حسین(1386). مهاجرت افغانها به ایران: تغییر در ویژگی های اقتصادی، اجتماعی، جمعیتی و انطباق با مقصد جامعه، مجله نامه جمعیت شناسی ایران، زمستان، شماره 4 : 42- 69.

ماهر، فرهاد( 1373). آثار کارگران کشاورز افغان بر جامعه روستایی ایران، اقتصاد کشاورز و توسعه،  تابستان، شماره 6 : 180- 198 .

نتایج سرشماری عمومی نفوس ومسکن سال 1390، مرکز آمار ایران.

وحدت آزاد ،فرشاد (1391).بررسی علل سیاسی- اجتماعی مهاجرت افغانها به ایران (پس از انقلاب اسلامی)، پایان نامه کارشناسی ارشد ،  استاد راهنما: دکتر محمد علی خسروی ،گروه علوم سیاسی واحد تهران مرکزی. 

وثوقی، منصور، و مجید حجتی . (1391). مهاجران بین الملل، مشارکت کنندگان در توسعه زادگاهی؛ مورد مطالعه شهر لار،مجله مطالعات توسعه اجتماعی ایران، بهار، سال 4، شماره 2.

-          Abbasi-Shavazi MJ, et al. (2015) Immigrant–native fertility differentials: The Afghans in Iran. Asian and Pacific Migration Journal. 24(3) :273–297. DOI: 10.1177/0117196815594718.

-          Abbasi-Shavazi MJ and Sadeghi R (2014) Socio-cultural adaptation of second generation Afghans in Iran. International Migration. First published online10 January 2014. DOI: 10.1111/imig.12148.

-      Kronenfeld, Daniel A(2011); “ can Afghanistan Cope withReturnees? A Look at some New Data”. Middle East Institute,pourla Recherche Strategique.

-          Koepke,Bruce(2011),The Situation of Afghans in the Islamic  Republic of Iran Nine Years After the Overthrow of the Taliban Regime  in Afghanistan”. Middle East Institute,pour la Recherche Strategique.

-          Naghshnejad, Maryam(2015). Children of Afghan Migrants in Iran. Institute for the study of labor (IZA) Bonn, Germany

-          Pour Rohani, Sarah(2014). Afghan Immigrants in Iran and Citizenship. Department of Government and Civilization Studies Faculty of Human Ecology, Universiti Putra Malaysia (UPM).Journal of Public Administration and Governance. Vol. 4, No. 4